آقای محترم!
لطفآ کمی یواش تر !وایسا!یکم صبر کن!مگه کری؟کوری؟؟!نمی بینی آمبولانس پشت سرمه!خب لابد هستی دیگه!خب من برم الان تو دیوار؟؟!یعنی نمی خوای به من راه بدی؟؟!آهان!حالا به زززززززززززززززززززززززور!
مرسی آقا!
ااااااااا!اینجام که همیشه ترافیکه!(یکی از پشت داد می زنه!)من با ترس!چی شد؟؟!(یکی:اااااااه!گندشون بزنم با این مملکتشون که همیشه همین جوریه!)من فکر می کنم!مملکت کیا؟؟!
ا!این آقای محترم چرا سعی دارن به زور تشریف بیارن تو ماشین بنده!آقا؟؟!
خب!اه!چه خبره!
نکنه!آره تصادف!خدا کنه کسی چیزی نشده باشه!نه!ااااا!چقدر پلیس!
(یکی دیگه:این مردمم همه باید کاملآ خبردار شن چه خبره خب رد شین دیگه!)
خب!می ریم جلو!ا!آمبولانس وایساد!
(یکی و یکی دیگه!:نبین نبین!)
اینجا کف یکی از بزرگراه ها یکی مرده!چه ساده!
کف خیابون را خون برداشته!و ما نگاه نمی کنیم که مبادا روحیه لطیفمون دچار مشکل بشه و می گذریم!
ا!آقا!شما نمی خوای به من راه بدی!(یکی:بیا این همه خودش را کشت!بره آخرم رفت اون طرف)
بریم آش بخوریم؟؟!